![]() |
|
کاش نیاید! کاش هیچ وقت نیاید! کاش راهش را گم کرده باشد! و کاش آن روز که بی خداحافظی رفت, نمی رفت! کاش خداحافظی می کرد و میرفت.... تا هیچ وقت برگشتش بهانه خداحافظی اش نشود! می هراسم می هراسم از آن روز که بگوید خودت بهانه بازگشتم بودی و من هرگز نتوانم به او بگویم دروغگو! خودش هم می داند راه برگشت ندارد! من راهی برای برگشت نگذاشتم یا او فرقی نمی کند! من دلی شکستم یا او فرقی نمی کند! من او را به بازی گرفتم یا او.... هیچ کدام فرقی نمی کند! فقط کاش دیگر نیاید... اگر او بیاید هم من نمی آیم... لعنت! لعنت به آن روز که آمد! لعنت به آن روز که زیر دین اولین بغض اشک می ریختم! لعنت به من! لعنت به تو! لعنت به هر راهی که کسی...روزی...از آنجا خواهد آمد و دلی را دوباره به تسخیر در آورد!
" نــــاغــــافـــل رفـــــتی"
2
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 2:22 توسط شقایق |
|
صفحه اصلي پست الکترونیک شهریور 1388 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 شهریور 1386 تیر 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 می گویند شقایق ها نمی میرند عزیزم تا مرگ شقایق ها دوستت دارم....
لوگوی دوستان شقایق
طراح قالب |