تبليغاتX
بی تو تنهام


 

گر شکستیم صدایی نکنیم!

پذيرفتم آنچه را كه منطقم نمي پذيرفت....

فراموش كردم آنچه را كه بودم....

آنچه را كه هستم....

و فراموش كردم چه مي خواهم باشم....

نه!

تو لايقم نبودي!

مرا نشناختي

حرفم

دردم

احساسم را!

خواستم آنچه باشي كه من مي خواهم

خواستم دردت؛ درد بي دردي باشي....

دلت آرام گيرد...

و نگاهت خيره نباشد؛

خواستم خوشبخت باشي...

من هم كنار خوشبختيت كنجي را بگزينم...

"نشد!"

نگاه فيلسوفانه ام را به نگاهي سرد و بي تفاوت ترجيح دادم!

هويت ديرينه ام به باد رفت!

بارها زير بار سنگين سوال بودم...

سوالاتي كه جوابشان بي آري بود...

بايد بي آر مي شدم...

خود را نخواهم بخشيد.

نخواهم بخشيدت!

من هم ببخشم خدايم خود تلافي مي كند هر كار كردي تو!

 

 

2 نوشته شده در شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 20:6 توسط شقایق |



لوگوی وبلاگ




طراح قالب
AMYFANS.CO.SR
پشتيباني
NaFiSe